بيل گيتس (قسمت دوم)
آنها قصد داشتند مهارتهاي كامپيوتري خود را عملا به كار بگيرند و اولين امكان كار براي آنها در محلي فراهم شد كه به فكرشان هم نمي رسيد. همان شركتي كه آنها را بيرون كرده بود هكرهاي جوان را براي رفع ضعف هاي امنيتي و Crash هاي متعدد سيستمهايشان كه شركت را عذاب مي داد استخدام كرد. هكرهاي جوان ، وظيفه يافتن باگهاي سيستم را بر عهده گرفتند و در عوض شركت اين فرصت را در اختيار آنان قرار داد تا به صورت نا محدود از كامپيوترها استفاده كنند .
بيل و دوستانش كه به هيچ وجه نمي خواستند اين فرصت را از دست بدهند شروع به كاركردند. روزها و شبها در ميان كامپيوترها مي لوليدند و مي آموختند. شدت كار به حدي رسيد كه اين دو نوجوان حتي براي خود كارمند و دستيار هم گرفتند. شايد همينجا بود كه بيل گيتس و پل آلن ، ايده ايجاد شركتي را كه بعدها مايكروسافت نام گرفت در ذهن خود پروراندند. در حقيقت مدت زيادي از كار بيل و دوستانش در شركت مركزي نگذشته بود كه شركت در اواخر سال 1969 با مشكلات مالي مواجه شد و در سال 1970 كلا از گردونه بازار خارج شد .
گروه برنامه نويسان تشنه ليك سايد نيز به ناچار بايد راه حل ديگري براي استفاده از كامپيوتر مي يافتند . از قضا پدر پل آلن در كمپ دانشجويي دانشگاه واشنگتن مشغول به كار بود. بدين طريق گروه ا زاين طريق توانست به كامپيوترهاي اين مركز دسترسي داشته باشد اما كماكان گروه به دنبال فرصهاي جديد و جدي تركاري بود . فرصت بعدي در شركت علوم و اطلاعات Information Sciences فراهم شد . اين شركت براي نوشتن برنامه پرداختهاي خود ، گروه را به خدمت گرفت و باز هم به جاي پول زماني را براي استفاده از كامپيوتر در اختيار آنها قرار داد و البته قرار بر اين شد كه چنانچه برنامه هاي آنها به فروش مي رسيد بخش كوچكي از درآمد فروش به گروه مي رسيد. براي انعقاد اين قرارداد گروه بايد شركت قانوني ثبت مي كرد.
گيتس و آلن در همين رابطه و چندي بعد شركتي را با نام Traf-O-Data تاسيس كردند. آنها موفق به ساختن كامپيوتر كوچك و تك كاربري شدند كه در سنجش ميزان ترافيك كاربرد داشت. اين پروژه درآمدي بالغ بر 20 هزار دلار نصيب آنها كرد. اكنون گيتس سالهاي مياني مدرسه ليك سايد را مي گذراند . در واقع دوره دبيرستان را طي مي كرد كه با پيشنهاد كامپيوتري شدن برنامه ريزي درسي مدرسه توسط مديريت مدرسه مواجه شد و در تابستان همان سال گيتس و پل را به مدد خواست و آنها برنامه را در تابستان همان سال نوشته و تحويل دادند.
گيتس و پل كه همچنان به دنبال فرصت كسب درآمد بودند اين بار شانسي از طرف يك شركت دفاعي به نام TRW يه آنها رو كرد و براي رفع باگهاي سيستم شركت استخدام شدند . آنها گرچه موفق به رفع مشكل نشدند اما در همان TRW بود كه گيتس به صورت برنامه نويس حرفه اي در آمد . آلن و گيتس به طور جدي در مورد شركت نرم افزاريشان به بحث پرداختند . در پاييز سال 1977 بود كه گيتس وارد دانشگاه هاروارد شد و در رشته حقوق مشغول به تحصيل شد اما علاقه چنداني به اين دروس نداشت و به سرعت به مركز كامپيوتر دانشگاه راه يافت .و در آن غرق شد. شبها تا صبح پاي كامپيوتر مي نشست و به صفحه سياه و حروف سبز رنگش خيره مي شد و روزها در كلاس مي خوابيد.
گيتس و پل آلن همچنان با هم در تماس بودند و اغلب در مورد ايده ها و پروژه هاي آينده شان به تبادل نظر مي پرداختند. در پايان سال تحصيلي گيتس در هاروارد بود كه پل آلن به محلي نزديك به دانشگاه نقل مكان كرد تا هر دو بتوانند ايده هاي خلاق خود را به طور جدي دنبال كنند. در تابستان همان سال دو يار علاقمند به نرم افزار (با اينكه پل آلن همچنان اصرار داشت هر چه سريعتر شركتي تاسيس كنند و گيتس هنوز متقاعد نشده بود) در شركت " هاني ول" مشغول به كار شدند.
تولد مايكروسافت
دسامبر سال 1974 را مي توان ماه شكل گيري صنعت نرم افزار نام نهاد. در يكي از روزهاي همين ماه بود كه پل آلن قدم زنان به سمت خوابگاه بيل گيتس مي رفت كه بين راه يك نسخه از يك مجله الكترونيكي نظرش را جلب كرد . روي اين جلد اين مجله تصوير يك كامپييوتر Altair 8080 با تيتر و عنوان نخستين كيت ميكرو كامپيوتر جهان قابل رقابت با مدلهاي تجاري نقش بسته بود.
آلن يك جلد از مجله را خريد و به سوي بيل شتافت. گيتس و آلن دريافتند كه اين يك فرصت استثنايي است و بازار فروش كامپيوترهاي خانگي رو به شكل گيري است و كسي بايد براي كامپيوترها نرم افزار بنويسد .
چند روز بعد گيتس با شركت سازنده كامپيوتر "MITS" Altair 8080 تماس گرفت و گفت كه اخيرا يك تسخه از برنامه مترجم BASIC را نوشته است و مي تواند آن را روي كامپيوتر آن شركت اجرا كند اما او دروغ گفته بود . آنها حتي يك خط از برنامه را ننوشته بودند. در واقع گيتس و آلن حتي يك بار هم كامپيوتر Altair 8080 را به چشم نديده بودند پس چگونه مي توانستند با چشم بسته و بدون اطلاع از معماري آن چنين كاري انجام دهند . البته شركت MITS بدون بررسي دقيق اين موضوع را پذيرفت كه برنامه شان را امتحان كند . آنها بايد ادعايشان را ثابت مي كردند پس دست به كار شدند و در حالي كه گيتس شبانه روز مشغول كد نويسي بود ( مانند رانندگي با چشم بسته ) آلن نيز در پي راهي مي گشت كه Altair را روي دستگاه PDP-10 شبيه سازي كند. پس از حدود 8 هفته آلن برنامه را نوشت و به شركت MITS برد . لحظات حساسي بود و حتي اگر يك اشكال كوچك در اجراي برنامه ديده مي شد كل آينده اين دو ممكن بود به شكل ديگري رقم بخورد اما اين چنين نشد و برنامه كاملا درست كار كرد قرارداد بسته شد و حقوق BASIC به MITS منتقل شد.
گيتس كه حالا شكل گيري سريع بازار نرم افزار را به چشم مي ديد و از آينده نگري قابل توجهي نيز برخوردار بود عليرغم مخالفت و هشدارهاي والدين و بسياري از دوستانش از دانشگاه هاروارد انصراف داد ( كاري كه در آمريكا از هر 1 ميليون نفر فقط يك نفر جرات انجام آن را دارد) و بدين ترتيب مايكروسافت متولد شد.
+ نوشته شده توسط ياسر در جمعه 30 اردیبهشت1384 و ساعت
15:55 |